خرید بک لینک

 

پیغمبراحمق

مردی راکه ادعای پیغمبری می کردنزدمعتصم آوردند . معتصم گفت : شهادت

شهادت می دهم که توپیغمبراحمق هستی . مردگفت : آری برای همین برقوم شما

مبعوث شده ام وهرپیامبری ازنوع قوم خودباشد

 

 

برچسب: پیغمبراحمق , داستان کوتاه, نویسنده: سید حسین میراسماعیلی تاريخ: دوشنبه 13 / 8 ساعت: 17:51

 مقام قرب

پادشاهی به درویشی گفت : آن لحظه که درگاه حق تعالی به مقام قرب و

تجلی رسیدی وصفای باطن یافتی ، مراهم یادکن ، درویش گفت ، وقتی به  

حضوردوست رسم وآفتاب جمالش برمن بتابدخودم رافراموش میکنم چگونه تورابه یادآورم ؟!

برچسب: درویش , مقام قرب, نویسنده: سید حسین میراسماعیلی تاريخ: دوشنبه 13 / 8 ساعت: 17:55


سود بخشش

جوانی راحج فوت شده بود ، آهی کرد "سفیان ثوری " به اوگفت من تابه

امروز، چهارحج کرده ام . ثواب آنها رابه تومیدهم وتواین آه راکه کشیدی به

من ده . جوان قبول کرد . آن شب سفیان درخواب دیدکه به اوگفتند: سودی

کردی که اگربین همه ی اهل عرفات قسمت کنی توانگرشوند.

برچسب: سفیان ثوری , سود بخشش , ثواب بخشش, نویسنده: سید حسین میراسماعیلی تاريخ: دوشنبه 13 / 8 ساعت: 18:15

مصیبت به جای معصیت
 

سعدی می گوید : پارسایی رادیدم درکناردریاکه " زخم پلنگ " ( نوعی بیماری) داشت وبه هیچ دارو خوب نمی شد . مدتها درآن رنجوربود ومدام شکرخدای عزوجل

گفتی .پرسیدندش که شکرچه گویی ؟ گفت شکرآنکه به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی .

 

برچسب: داستان های کوتاه , عبرت آموز , سعدی, نویسنده: سید حسین میراسماعیلی تاريخ: دوشنبه 13 / 8 ساعت: 17:53

صفحه بندی